تبلیغات
عربی دوم راهنمایی - ترجمه ی درس2
دوشنبه 25 آذر 1387

ترجمه ی درس2

   نوشته شده توسط: فاطمه کریمی    نوع مطلب :ترجمه ی درس ،

آهو، به آبگیر آب رفت و از آن نوشید.

سپس اندکی زیر درخت ایستاد.

در این وقت:

نگاه کرد به آبگیر .... این چیز عجیبی است.

(آهو پیش خود سؤالاتی را مرور کرد)

او کیست؟ (مذکر)

او کیست؟ (مؤنث)

آیا او کلاغ است ؟

آیا او کبوتر است ؟

برای چه در آب افتاده ؟

نه ... نه ... در آب چیزی نیست ... !

بعد از (چند دقیقه) مدتی ....

صدایی شنید.....

کمک ... ! کمک .... !

پس به برکه نزدیک شد ....

عجیب است ... ای کلاغ !

چه رخ داده است ؟!

آه ... کمک ... کمک

پس کلاغ از آبگیر به کمک آهو خارج شد.

زمانی که کلاغ خارج شد، از آهو تشکر کرد.

سپس رفت.

در روزی از روزها

صیاد به جنگل آمد.

پس نگاهش به آهو افتاد.

به به ، به به ... این غذای لذیذی است.

پس تصمیم گرفت آن را آشکار کند.

کلاغ دانست...

پس سنگی از گل را حمل کرد....

و سنگ را بر روی سرش پرتاب کرد.

پس صیاد فریاد زد و آهو فرار کرد....!


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر