تبلیغات
عربی دوم راهنمایی - ترجمه ی درس1
دوشنبه 25 آذر 1387

ترجمه ی درس1

   نوشته شده توسط: فاطمه کریمی    نوع مطلب :ترجمه ی درس ،

۲ مرد در شهری بودند، حیله گر و ساده لوح.

این دو مرد به خارج از شهر رفتند.

و بعد از مدتی ثروت زیادی به دست آوردند.

ساده لوح گفت: مقداری از آن را بر می داریم و بقیه را زیر این درخت دفن می کنیم. پس دوستش قبول کرد.

بعد از مدتی .... ( بعد از چند روز ....)

حیله گر رفت و پولها را برداشت.

و بعد از مدتی

دوستش آمد و گفت: من به پول نیاز دارم – می رویم و پولها را بر می داریم.

پس با هم رفتند....

و وقتی که به آن درخت رسیدند پولها را پیدا نکردند!

(حیله گر): عجیب است  ... هان ... تو پولها را دزدیدی ؟ !

(ساده لوح) : هرگز ... ! به خدا .... ! نه .... !

(حیله گر): بله .... دزدان این چنین هستند !

پس پیش (نزد) قاضی رفتند...

(قاضی): چه کسی پولها را دزدیه است ؟

(حیله گر): به خدا ... قطعاً این مرد پولها را دزدیده است.

(قاضی) : آیا نزد تو شاهدی است.

(حیله گر): بله ... ! درخت ... !

قاضی تعجب کرد ...

روز بعد:

قاضی نزد درخت رفت ...

(قاضی) ای درخت ! چه کسی پولها را دزدید ؟ ....

پس صدایی شنید :

آن مرد ... پولها را دزدید !

قاضی بسیار تعجب کرد !

و فهمید که شخصی داخل درخت است.

پس دستور داد به جمع آوری هیزم و افروختن آتش دور درخت.

پس آن شخص ترسید و از آن خارج شد. (حیله گر)

پس حیله آشکار شد و حیله گر رسوا شد.


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر