تبلیغات
عربی دوم راهنمایی - ترجمه درس10
دوشنبه 25 آذر 1387

ترجمه درس10

   نوشته شده توسط: فاطمه کریمی    نوع مطلب :ترجمه ی درس ،

هشدار           هشدار

ای مردم ...     ای مردم ...     ای مردم

ای پسران اسرائیل (ای قوم بنی اسرائیل)

بر شما واجب است به باخبر کردن مسؤولین (حکومتی) از وجود کودکان.

همه ترسیدند...

فرعون می دانست که حکومتش در خطر است...

دستور داد به کشتن هر نوزاد (پسر) ...

در خانه حضرت موسی (علیه السلام).

آه ... فرزند عزیزم...

آنها بچه ها را می کشند ...

آنها ...

چاره چیست ؟

نه ...

شما کودک را در سبدی قرار دهید سپس

نه ... کودک می میرد...

نه .... نه ... پس خداوند بهترین حفظ کنندگان است !

خارج خانه

شما دو نفر کیستید؟ چه کاری انجام می دهید؟

چیزی نیست ..

این میوه است.

درست است ... عیبی ندارد!

رفتند و سبد را در رود (دریا) قرار دادند.

صبح روز بعد

فرعون و همسرش

مثل اینکه در آب چیزی است ... !

بله ... بله .. چیز عجیبی است !

بعد از لحظاتی

عجیب است ... این کودک

پس چاره ای جز کشتن آن نیست !

چگونه این بچه  را می کشید؟!

نه ... نه ...

شما این بچه را حفظ می کنید! نه ... این خلاف امر ما است.

اما آقایم ... این کودک زیبایی است و من ...

در قصر ...

ای زنها ! شما مسؤول (نگهداری) سلامتی این طفل هستید!

اما ... ای سرورم.

این کودک ...

مادرش را می خواهد ...

او گرسنه است ...

چاره چیست ؟

آیا کمک می خواهید؟

بله ...

شما می توانید به خانواده ای پاک نزدیک این قصر مراجعه کنید.

خوب است خوب ... (آفرین) مرحبا.

و با این روش نوزاد به سوی آغوش مادرش برگشت.

پس اتفاق افتاد آنچه که اتفاق افتاد...


علی پولادی
جمعه 30 فروردین 1392 02:19 ب.ظ
واقعا که عالی بود.ممنونم از شما
اولین نظر
سه شنبه 22 اسفند 1391 01:48 ب.ظ
جواب تمریناتو هم بذار.
چرا اصلاً نظر نداری؟
اولین نظر
سه شنبه 22 اسفند 1391 01:48 ب.ظ
جواب تمریناتو هم بذار.
چرا اصلاً نظر نداری؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر