تبلیغات
عربی دوم راهنمایی - ترجمه درس7
دوشنبه 25 آذر 1387

ترجمه درس7

   نوشته شده توسط: فاطمه کریمی    نوع مطلب :ترجمه ی درس ،

سعید در امتحال قبول شد.

پدرش به او جایزه ای داد (هدیه کرد) ... ماهی کوچک قرمزی !

(ماهی) در ظرف شیشه ای بازی می کند.

سعید به ماهی نگاه می کند و ماهی به او نگاه می کند...

به سرعت شنا می کند ... و دهانش را باز می کند ... از سویی به سویی دیگر می رود و در آب بازی می کند.

سعید نزدیک ماهی نشسته و از خودش سؤال می کند:

مادر این ماهی کجاست؟

آیا این ماهی خواهرانی مثل خودش دارد؟

آیا دوستانی دارد ... ؟!

برای چه شکارچیان او را گرفتند؟!

و چرا ماهی را در این ظرف حبس کرده اند؟

سعید روزی را به خاطر آورد:

مادرش او را از بیرون رفتن و بازی کردن با دوستانش منع کرده بود (جلوگیری کرده بود).

پس در اتاق تنها ماند و بسیار ناراحت شد ...

همانا ماهی من غمگین است ...

او در این ظرف تنها است ....

آه .... بله .... جای ماهی در رود است ... !

سعید ظرف را بر می دارد و به سوی روخانه می رود.

و ماهی را در رودخانه رها می کند.

پس ماهی در آب به سرعت شنا می کند.

و به خاطر آزادیش خوشحالی می کند و پیش خوهرانش برمی گردد.

و سعید همچنین خوشحال می شود و برمی گردد به سوی خانه ...


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر